ولي به نظر مي رسد اين بحث، بيش از ساير مسائل با مقاومت بخشي از جامعه – مردان- روبرو شود؟
به نظر من با مقاومت مردم که روبرو نمي شود چون وقتي با مردم صحبت مي کنيم و مثال هاي زنده از زندگي زنان مي زنيم خيلي سريع متوجه و همراه مي شوند و حتي خيلي از مردم مثل ما فکر مي کنند چون نصف جمعيت را زنان تشکيل مي دهد. مردها هم اگر ته دلشان جايي نخواهند قانون تغيير بکند ولي چون خودشان دختر و خواهر دارند و آنها هم در جايي همسر مردي هستند، بدشان نمي آيد که آنها حق و حقوق بيشتري داشته باشند. نه اينکه خودشان هم تلاش کنند ولي مقاومت هم نمي کنند. البته در شهرها ي بزرگ اين طور است. در روستاها آنقدر ارث زن کم است که اصلن ارثي به او نمي دهند چون دارايي بيشتر زمين است و از يک خانه روستايي مبلغ قابل توجهي به زن نمي رسد. اصولن ارث زن را محاسبه نمي کنند و مادر در خانه اولادش مي ماند. من شاهد ماجرايي هستم که زن روستايي بعداز فوت شوهرش تقاضاي يک هشتم ارث شوهرش را کرده و از طرف خانواده خودش و خانواده همسرش طرد شده که چرا خلاف سنت و عرف روستا حرف زده. يعني همين يک هشتم ارث را که ما قبول نداريم هم به زن نمي دهند. اگر قانون ارث تغيير کند و ارث برابر شود يا حداقل در مرحله اول زن از زمين ارث ببرد سهم زن روستايي قابل توجه خواهد بود و مسلمن محاسبه خواهد شد. فکر کنيد زن روستايي که 50سال روي زمين شوهرش کار مي کند و پير مي شود حتي يک وجب از آن زمين را ارث نمي برد. اين عدالت نيست.
يا مثلن در بم که زلزله آمد و خانه ها ويران شد و تعداد زيادي از زنان شوهرانشان را هم از دست دادند، از زمين هم که ارث نمي برند چه بايد بکنند. وقتي اين مثال هاي قابل لمس را براي هر کسي بگويي چطور مي تواند با تغيير قوانين مخالفت کند؟!
البته اين مقاومتي که شما مي گوييد ممکن است از طرف حکومت بر ما تحميل شود که تازگي ندارد وقتي در دوسال فعاليت کمپين 50 نفر بازداشت و احضار شده اند فکر مي کنيد اين محدوديت ها ادامه نخواهد داشت؟ ولي ما به رغم همه محدوديت ها تصميم خود را گرفته ايم و فکر مي کنيم موفق هم خواهيم شد البته قدم به قدم.
فکر مي کنيد تاثيرات اجتماعي ارث برابر، چيست؟
من جدا معتقدم تا زنان استقلال مالي نداشته باشند به برابري دست پيدا نخواهند کرد و شان و کرامت انساني شان حفظ نخواهد شد. چرا زنان هميشه بايد جيره خوار پدر، شوهر، برادر و در زمان پيري جيره خوار فرزند باشند؟ ازاين جهت موضوع ارث براي من مهم است که اقتصادي است.
البته منظور اين نيست که با ارث برابر همه زنان حل خومشکلات اقتصادي اهد شد اکثريت مردم ما که کمرشان زير بار فشار اقتصادي خم شده چه ارثي از خود بجا خواهند گذاشت! ولي قانون عادلانه مي تواند فرهنگ جامعه را ارتقا دهد. اگر سهم ارث مادر ناچيز نباشد هيچ فرزندي جرات نمي کند فرش زير پاي مادر را بفروشد و يا مادر را از خانه خود بيرون کند و به يک خانه ي اجاره اي منتقل کند.
در پايان مي خواهم بگويم خارج از موضوع ارث براي توانمند سازي زنان واشتغالزايي زنان بايد دولت سرمايه گذاري کند خانواده پايدار خانواده اي است که زن و مرد هر دو کار کنند و در تربيت فرزندان شان هم سهيم باشند نه اينکه مرد سه شيفت کار کند و چند همسر اختيار کند و هزينه آنان را تامين کند و زندگي پرتنش و عاري از محبت را به فرزندان تحميل کند